تبليغاتX

منتظر وچشم به راه آمدنت...
باید کدام سمت خیابان بایستیم؟!

تا کی به پای حسرت باران بایستیم

بـا چتـر، در مـیـان بیـابـان بایـستـیم

 مـثل مترسکی همه ناچار و نـاگـزیـر

در زیـر سـایـه‌هـای کلاغـان بایستیم

هر فرد، میله‌یِ قفسِ خالیِ خود است

تـا کـی مـیـان اینـهـمه زندان بایستیم

ای رود، سـمـت آمـدنـت را نشـان بده

رخـصـت بـده کنـار درختـان بایـستیم

توگفته‌ای که جمعه می‌آیی ولی بگو

بـایـد کـدام سمـت خیـابـان بایـستیـم


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 ساعت 23:28 موضوع باید کدام سمت خیابان بایستیم؟! | لینک ثابت


اولین جمعه بی تو!

تا امروز چهار روز میشه که از رفتنت بر من میگذرد.

امشب شب پنجمی است که بی تو باید به صبح برسانم .

 می دانی ،آیا باور می کنی فردا اولین جمعی است که بی تو باید به سر کنم؟!

در این چهار شب ،ناخواسته تا به صبح چندبار برخاسته ام وبی تو  بودن را افسوس خورده ام

وبا لالایی آه آهبار دیگر سر بر زمین  خواب نهاده ام.

امشب غم من دوبرابر گشته وسیلاب اشکم جاری. دیگر نمی توانم درون  خود خاموش گریه کنم.آواز اشک من امشب از خانه تا به آسمان را به معراج رفته است.آه "رمضان"رفتی؟چه زود وتند رفتی!عزیزم !ماهم!امشب غم فراقم دو چندان شده است.یک چشم به راه تو می گریم ویک چشم به راه صاحب فردا.اما اشک هایم رنگارنگ است.اشکم برای،سپید وبه رنگ شادی ملائک آسمان شب قدر است.اما اشک هایم برای "صاحب شب های قدر" خاکستری از خجلت  فراموشی و سست عهدی است.اما امید وارم زیرا رسم انتظار سازنده را از "رمضان" آموخته ام.دیگر تمام وجودم  فریاد که نه،نور می شوم  واز فرش تا عرش را می پیمایم تا به آیات قرآن می رسم واین آیه را در هفت آسمان وزمین تلاوت می کنم:انهم یرونه بعیدا ونریه قریبا

آری راز شب قدر آموزش انتظار سازنده است.پس بکوش تا رمضان آینده از برترین منتظران باشی.آمین!


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 18:21 موضوع اولین جمعه بی تو! | لینک ثابت


امام زمان (ع) صاحب شب قدر

چنان‌كه از آیات سورة قدر بر می‌آید، در هر سال شبی است كه ارزش و قدر و فضیلت آن از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان به همراه بزرگ خویش ـ روح ـ فرود می‌آیند و هر امر، فرمان و تقدیری را كه از سوی خدا معین شده است، به نزد ولی مطلق زمان می‌آورند و به او تسلیم می‌كنند. این واقعیت همواره بوده است و خواهد بود. این شب در روزگار پیامبر اكرم(ص) بوده است و پس از ایشان نیز این شب صاحبانی دارد.1

امام جواد(ع) در بیان حقایق شب قدر فرموده‌اند:

خداوند متعال شب قدر را در ابتدای آفرینش دنیا آفرید همچنین در آن شب نخستین پیامبر و نخستین وحی را آفرید. در قضای الهی چنان گذشت كه در هر سال شبی باشد كه در آن شب تفصیل امور و مقدرات یك سال فرود آید. بی‌شك پیامبران با شب قدر در ارتباط بوده‌اند و پس از ایشان نیز باید «حجت خدا» وجود داشته باشد؛ زیرا زمین از نخستین روز خلقت خود تا لحظة فنای آن بی‌حجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر مقدرات را به نزد آن كس كه بخواهد (وصی و حجت) ‌فرو می‌فرستد. به خدا سوگند روح و ملائكه در شب قدر بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند، و حضرت آدم درنگذشت مگر این كه برای خود وصی و جانشین تعیین كرد. بر هر یك از پیامبرانی كه بعد از آدم آمدند نیز در شب قدر امر خداوند نازل می‌شد و هر پیامبری این مرتبت را به وصی خویش می‌سپرد.2


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ساعت 0:3 موضوع امام زمان (ع) صاحب شب قدر | لینک ثابت


انتظار و رمضان

یکی از مهمترین ارکان عبادت، اطاعت از ولی خدا است و اطاعت از امام زمانعلیه السلام به عبادت و رفتار و منش انسان طراوت می بخشد.

با این نوع نگاه می توان به ارتباط عمیق ماه مبارک رمضان با ولایت پی برد زیرا توجه صرف به عبادت و غفلت از اطاعت باعث فقدان مهمترین رکن عبادت می شود. عبادت اطاعت از ولی خدا است و اگر اطاعت نباشد، عبادتی نیست. اطاعت گره خورده به عبادت است و این اطاعت نیز باید از امام معصوم علیه السلام باشد. ظاهر عبادت خشک است و طراوت بخش عبادت همان ولایت و اطاعت از امام علیه السلام است.

ولایت اهل بیت علیه السلام به ویژه در ماه رمضان و توجه به امام زمان علیه السلام طراوتی را در انسان ایجاد می کند که وظایف انسانی و دینی ، همه در وقت خود ادا می شود.

ائمه اطهار علیهم السلام در طول تاریخ مفسر قرآن کریم بوده اند. قرآن کریم و عترت همراه هم هستند و از هم جدا نمی شوند. ماه رمضان ماه نزول قرآن است و قرآن هر سال در شب قدر بر امام زمان علیه السلام نازل می شود.

روح قرآن امام زمان علیه السلام است. حضرت حجت (عج) قرآن ناطق است. امام زمان علیه السلام فقط مبین و توضیح دهنده قرآن کریم نیست بلکه عابد و عمل کننده به قرآن است و اگر با امام رابطه نداشته باشیم، نمی توانیم از قرآن بهره مند شویم.

هر قاری و حافظ قرآن اگر دور از ولایت امام زمان (عج) باشد آن قرآن و تلاوت در درون او نقش سازنده نخواهد داشت و اگر به اطاعت برخیزد اطاعت او را به کمال لایق می رساند. قرآن تنها ابزار ارتباط ما با امام زمان است و هنگام قرائت قرآن نباید از نگاه امام غافل شویم و با قرائت قرآن و توجه به ولی الله ارتباط با پروردگار قوی تر می شود.

منبع:انتظار و رمضان


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 3:58 موضوع انتظار و رمضان | لینک ثابت


شكوائیه فراق

سیاه روتر از آنم كه جرات كنم به سپیدارها نزدیك شوم، بی مایه تر از آنم كه داراییم كفاف خریدن یك شاخه لبخند را برای لبانت بدهد.

دلم هر جایی تر از آن است كه بتواند شبی، ساعتی یا حتی به قدر چند جمله ای با تو خلوت كند. اما شكسته تر از آنم كه به انكسارم رحم نكنی، و تكیده تر از آنم كه راضی بشوی استخوان هایم زیر بار بی‌اعتنایی ات خرد شود، و دست خالی تر از آن كه دست رد به سینه ام بزنی!

چه آرزوهایی برایم در سر داشتی و به بارور شدنم چه امیدها كه نبسته بودی! چه خاطره هایی شیرین داشتم از هم صحبتی با تو و چه جام هایی از نور ناب نوشیده بودم از كلامت!

چرا عقب افتادم از قافله ات؟ چرا جا ماندم از كاروانت؟ چه شد كه تا به خود جنبیدم، وسط صحرا زمین گیر خفت خود شدم و دیگر از تو حتی سوسویی هم پیدا نبود؟

تقصیر كه بود؟

من؟ ... آری! این من بودم كه خودم را برابر وسوسه ابلیس باختم، من بودم كه بریدم، من بودم كه كم آوردم و آن وقت چشم گشودم و دیدم كارم دارد به جای باریك تر می كشد!

منی كه تو را در بهاری ترین سپیده بی ابرترین قله ها یافته بودم، حالا  از قعر پاییزی ترین غروب های پست‌ترین دره ها، صدایت می زنم و باور كن ایمان دارم كه انعكاس هق هق و بازتاب های "های هایم" به گوشت می رسد و تو با این كه می شنوی ... نه، نباید با پایان بردن این جمله به سوی تو تیر اتهام اندازم، باید به خودم نشتر اعتراف بزنم .

باز هم این منم كه اشكم بی بهره از اضطرار است و ضجه ام خالی از اصرار! زیرا نمی شود گداختگی دلی به چشمت بیاید اما قدمی برای تسلایش برنداری، نمی شود تب و تاب را و پریشانی را ببینی و برای  دستگیری، پا پیش ننهی، نمی شود سرانگشتی به ضریح توسلت، دخیل بزند و تو از گره گشایی دریغ كنی!...  تو داری شبانه، گوشه گوشه این دریای توفانی را می كاوی.

بادبان‌هایی به بلندای قامتت افراشته و هزاران  ریسمان ناگسستنی برای نجات آویخته ای و پیشانیت تا به بیكران ها می تابد، اما باید پنجه غریق هم از میان گرداب بیرون آمده باشد تا تو خودت را برسانی  و بیرونش بكشی!

اگر تو را فراموش كرده باشد، حق داری سراغش را نگیری و بگذاری بازیچه التهاب امواج شود، حق داری!...

ولی بیا و به حق آن نان و نمكی كه سر سفره كرامتت خورده‌ام، لحظه ای از این غفلت زدگی من درگذر تا  برایت بگویم: وقتی آدم دارد غرق می شود، اضطراب، فریادش را در گلو خفه می كند!

كسی كه یك عمر در عرشه كشتی تو زیسته و به ناز و نعمت عاطفه ات خو كرده، وقتی ببیند خودش با پای خودش به میان ورطه پریده، واقعاً رویش نمی شود چیزی طلب كند. حتی اگر آن خواهش، رها كردنش از  تباهی باشد، به خودش اجازه نمی دهد به تو اعتراض كند، به درگاهت شكوه كند، عریضه بنویسد یا دست تظلم بر آورد! احساس می كند مجبور است با رنجش كنار بیاید و بغضش را ته نشین حنجره اش كند و با این حال از شرح حال و روزش برای تو سر باز زند...!

اما خوب كه گوش می سپارم، انگار نجوای تو از میان هیاهوی بوران، حرف دیگری دارد! تو می گویی: "می دانم كه زلال دلبستگی ات به من را گل آلود كرده ای، خبر دارم موریانه‌های نافرمانی چه بر سر كلبه سر سپردگی‌ات آورده اند، از هر طپش و ضربانی كه قلبت دارد، قصه كسالت و یاست را شنیده ام. اما آخرش چه؟ مگر غیر از خانه من پناهگاهی پیدا می كنی؟ مگر جز من كسی هست كه زیر سایه اش، آوارگی‌ات را از یاد ببری؟ مگر نزدیك تر از من عزیزی پیدا می كنی یا دلسوزتر از من، رفیقی را می شناسی؟ مگر نمی دانی كه من سرچشمه حیاتم و هر چه سوای من سراب مردگی است؟ پس چه می گویی؟! دست بر دست نهادن و به من  پناهنده نشدن چه فایده ای برایت دارد؟...

بیا برای یك بار هم كه شده، دلت را به دریای مهر من بزن و همه آن  چه تاكنون كرده ای به كناری بگذار و بی آن كه به گذشته ات فكر كنی، از ژرفای ضمیرت مرا بخوان! آن وقت می بینی كه همان دم، سبكبال در آسمان آغوشم پروازت می دهم و تو می توانی  تا همان قله های بی ابر، دیده در دیده من اوج بگیری..."


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 ساعت 5:14 موضوع | لینک ثابت


یاد ز ما می‌كردی

كاش از لطف شبی یاد ز ما می‌كردی

یاد از عاشق افتاده ز پا می‌كردی

كاش بیمار فراقت كه ز پا افتاده

با نگاه ملكوتی تو دوا می‌كردی

كاش می‌آمدی با یك نظر ای نخل امید

گره از كار من زار تو وا می‌كردی

كاش یك شب تو برای فرجت مالك من

با دل سوخته خویش دعا می‌كردی

همچو باران به سر شیعه بلا می‌بارد

كاش می‌آمدی و دفع بلا می‌كردی

پرچم ظلم برافراشته شد در همه جا

كاش تو پرچمی از عدل بپا می‌كردی

كاش یك روز رضایی ز وفا

مهدی فاطمه از خود تو رضا می‌كردی

                                                                "سید عبدالحسین رضایی نیشابوری"


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در یکشنبه چهارم مرداد 1388 ساعت 22:15 موضوع یاد ز ما می‌كردی | لینک ثابت


عباي فتاده به خاک

کسي که بوسه زند عرش، آستانش را   

                               قضا به گوشه زندان نهد مکانش را

کسي که روح الامين است طاير حرمش  

                              هجوم حادثه بر هم زد آشيانش را

به حبس و بند و شهادت اگر چه راضي شد 

                              به جان خريد بلاهاي شيعيانش را

قسم به سجده طولاني‌اش ز شب تا صبح

                              به سود حلقه زنجير استخوانش را

چو از مدينه پيغمبرش جدا کردند         

                              به هم زدند دريغا که خانمانش را

ز حيله بازي هارون دون نجاتش داد     

                              بريده بود بيداد خود امانش را

به جز عباي فتاده به خاک در زندان

                             نبيني آن كه بجويي اگر نشانش را

                                                                                                    "سيد رضا مؤيد"


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 ساعت 13:17 موضوع عباي فتاده به خاک | لینک ثابت


آقاجون

چي ميشه عزيز زهرا ديگه از سفر بيايي
براي بوسه به دستت شده يک نظر بيايي

اگه تو منتظري که من خودم عوض بشم
براي خوب شدنم بايد تو يک سر بيايي
 
غروب جمعه که مي شه دل عاشق ميگره
چي ميشه قبل غروب ديگه تو از سفر بيايي

آقا جان ما که غير روضه جد تو جايي نداريم
چي ميشه لطف کني ميون چشم تر بيايي

آقا جان به خدا ز هر طرف ما رو به غفلت مي کشن
چي مشه مدد بدي براي رفع اين خطر بيايي

آقا جان ما که غير روضه جد تو جايي نداريم
چي ميشه منتقم گل شکسته سر بيايي

چي ميشه همه جوره من و گداي خود کني
برا اينکه زندگيم خوب بشه پر ثمر بيايي


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت 23:19 موضوع | لینک ثابت


دعایی برای ملاقات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

در فرهنگ اسلامى «نیت‏» و قصد، ارزش و جایگاه خاصى دارد، تا آنجا كه رسول گرامى اسلام صلی الله علیه و آله مى‏فرماید: «نیت مؤمن از عملش برتر است‏» (1) از این رو كسى كه در دلش نیت انجام عمل خیرى را داشته باشد، از ثواب آن عمل بهره‏مند مى‏شود حتى اگر توفیق انجام آن عمل خیر را نیابد (2) .

براساس همین در فرهنگ اسلامى، انتظار فرج و امید تحقق دولت آل محمد صلی الله علیه و آله چنان قدر و قیمتى دارد كه شاید كمتر عملى مى‏تواند به آن برسد . كسى كه صادقانه انتظار ظهور آقا و مولایش را مى‏كشد و از ته دل براى فرج آل محمد دعا مى‏كند; ثوابش برابر با كسى است كه ظهور را دریابد و با مولایش همراه شود .

در این زمینه سخن بسیار است و احادیث فراوانى با مضامین مختلف وارد شده‏اند و ما در این مجال شما را تنها به شنیدن یكى از این احادیث مهمان مى‏كنیم .

امام صادق (ع) فرمود: مَن قَالَ بَعد صَلوةِ الفَجرِ وَ بَعدَ صَلوةِ الظُهر اللهم صَلَّ عَلى مُحمدٍ وَ آل مُحمدٍ وَ عَجل فَرَجَهُم‏ لَم یَمُت‏ حتى یُدركَ القائمَ . (3)

هر كس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست و در فرج ایشان تعجیل فرما» نمیرد تا قائم علیه السلام را دریابد .

امیدواریم كه این حدیث همواره به یاد ما باشد تا با عمل به آن، بعد از هر نماز یاد انتظار و امید فرج در دل ما زنده شود و ان‏شاءالله ظهور مولایمان را درك كنیم .

پی نوشت ها: 

1 . «نیة المؤمن خیر من عمله‏» . الكافى، ج‏2، ص‏84، ح‏2 .

2 . امام على علیه السلام مى‏فرماید: «احسان النیة یوجب المثوبة‏» ; نیت نیكو، موجب پاداش است . غررالحكم، ح‏1265.

3 . الطوسى، محمدبن الحسن، مصباح المتهجد، ص‏328 .


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در سه شنبه دوم تیر 1388 ساعت 1:35 موضوع دعایی برای ملاقات امام زمان | لینک ثابت


منتظر فرج بودن چه فایده‌ای دارد؟

همه شما كم و بیش نسبت به جایگاه «انتظار» در مجموعه معارف اسلامى آگاهى دارید و قطعا تاكنون درباره فضیلت انتظار فرج مطالب بسیارى شنیده و خوانده‏اید. اما نكته‏اى كه شاید شنیدن آن براى شما تازگى داشته باشد این است كه از دیدگاه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم ‌السلام  «انتظار فرج» یا «چشم به راه گشایش بودن» به خودى خود در عصر غیبت براى منتظران مایه گشایش، نجات و رستگارى است و از این رو شیعیان به جاى گله و شكایت از طولانى شدن غیبت و سختیها و رنجهاى این دوران، باید تلاش كنند كه منتظران خوبى باشند تا همین انتظارشان، «فرج» را در عصر غیبت براى آنها به ارمغان آورد.

براى روشنتر شدن این موضوع چند روایت را با هم مرور مى‏كنیم:

ابو بصیر مى‏گوید به امام صادق علیه‌السلام  عرض كردم: جُعِلتُ فِداكَ مَتى الفَرَجُ؟ فدایت شوم، این گشایش كى فرا مى‏رسد؟

آن حضرت فرمود: یَا أبابصیر وَ أنتَ مِمّن یُریدُ الدنیا؟ مَن عَرفَ هَذا الأمر فَقَد فَرّجَ عَنهُ لانتظارِهِ1 اى ابابصیر! آیا تو از آن گروهى كه به دنبال دنیایند؟ هر كس این امر را بشناسد، به سبب انتظارش براى او گشایش حاصل مى‏شود.

 

امام رضا علیه‌السلام  نیز در پاسخ «حسن بن جَهْم» كه از ایشان در مورد فرا رسیدن گشایش مى‏پرسد، مى‏فرماید: أَوَلَستَ تَعلَمُ أنّ ٱنتِظارَ الفَرجِ مِن الفَرج؟ آیا تو نمى‏دانى كه چشم به راه گشایش بودن، خود [جزیى]از گشایش است؟

او در پاسخ مى‏گوید: لا أدرى إلاّ أن تُعلّمْنى. نمى‏دانم، مگر اینكه شما به من بیاموزید.

آن حضرت بار دیگر مى‏فرماید: نَعَم، اِنتِظارُ الفَرجِ مِن الفَرجِ.2 آرى، انتظار گشایش، [جزیى] از گشایش است.

 

براساس همین نگرش است كه در روایتهاى متعددى تأكید شده كه براى منتظران واقعى تفاوتى ندارد كه ظهور را درك كنند یا نكنند؛ چون آنها در عصر غیبت نیز در خدمت امام زمان خویش هستند؛ چنانكه در روایتى از امام صادق علیه‌السلام  مى‏خوانیم:

مَن مَات مِنكُم وَ هُو مُنتَظِرٌ لِهَذا الأمرِ كَمَن هُوَ مَعَ القائِمِ فِى فُسطاطِهِ...3 هر كس بمیرد در حالى كه منتظر این امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم علیه‌السلام  و در خیمه‏اش بوده باشد....

 آرى، انتظار فرج، خود مایه فرج است، اما بشرطها و شروطها. اگر كسى در عصر غیبت مؤمنانه زندگى كند؛ از بدیها و زشتیها دورى گزیند؛ خصال شایسته را پیشه خود سازد؛ وظایف و تكالیفى را كه در صحنه حیات فردى و اجتماعى متوجه اوست به درستى به‏جا آورد و در انتظار ظهور امامش نیز باشد، خداوند متعال، فرج و گشایش واقعى را ـ كه همان یافتن راه هدایت و رستگارى و رسیدن به سعادت و نیكبختى در دنیا و آخرت است ـ نصیب او مى‏سازد و در این صورت است كه پیش افتادن و پس افتادن ظهور براى او هیچ تفاوتى نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظَر خویش را درمى‏یابد.


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در جمعه پانزدهم خرداد 1388 ساعت 2:59 موضوع منتظر فرج بودن چه فایده‌ای دارد؟ | لینک ثابت


انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون

روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم  « عجل الله تعالی فرجه الشریف »  و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم .

 

مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه  « سلام الله علیها » انجام خواهد گرفت .


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 9:36 موضوع ارتحال جانگداز عالم ربانی آيت الله بهجت(ره) | لینک ثابت


مانع ظهور آقا ماییم

 

سلام بر مهدی! آخرین ذخیره خدا بر روی زمین!

  مولا جان!

 دیگر بس است،  این درد طاقت سوز هجران.

جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار، رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟

ای در کنج زندان غیبت همچنان محبوس!

 و ای گناه ما، میله های زندان تو!

هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.

هزار و اندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در جان آه می پرورند ودر سینه داغ.

عمری است که در کوچه سار انتظار سرگردان وحیرانیم.

تو را  چه می شود، اگرشب سرد و فسرده فراقمان را به صبح دل انگیز وصالت آذین بندی؟

چگونه است، که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟

آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!

آری!

... اینک همسفر با قافله منتظران، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق "جل و علا"  برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:

بار الها!

نسیم ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما بوزان!


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 3:37 موضوع مانع ظهور آقا ماییم | لینک ثابت


بیاای ناخدای باخدایان

ظهورت را شنیدم عنقریب است       

ولی قدری برای من عجیب است

زبس كه دیركردی در ظهورت

مرا قدری بعید از این قریب است

نمی گویم بیا! اما بدان كه

دل ایلی برایت بی شكیب است

تمام لحظه هایم بی حضورت

پر از" عَجّلِ" پر از "اَمَّن یجیب" است

بیا ای ناخدای باخدایان

بیا دیگر زمانه نانجیب است

نه این تعیین تكلیف است، اما

بیا دلهای ما حسرت نصیب است

به هر حال ای تو غایب، ای تو حاضر

كه یاد تو شفا، نامت طبیب است

گمان دارم تو روزی خواهی آمد

كه كوچه، خانه، پر از بوی سیب است


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ساعت 1:4 موضوع بیاای ناخدای باخدایان | لینک ثابت


قائم آل محمد(عج) در نگاه امام حسن عسکری (ع)

امام حسن عسکری علیه السلام: «ان ابنی هو القائم من بعدی یجری فیه سنن الانبیاء: بالتعمیر و الغیبه حتی تقسو قلوب لطول الامد و لا یثبت علی‏القول به الا من کتب الله عز و جل فی قلبه الایمان و ایده بروح‏منه »

پس از من فرزندم قائم است و اوست که مانند پیامبران ، عمری‏دراز و غیبت‏خواهد داشت در غیبت طولانی او دلهایی تیره گردد .فقط کسانی در اعتقاد به او پای برجا خواهند ماند که خداوند عزو جل دل آنان را به فروغ ایمان ثابت و آنان را با مدد خویش‏موید گرداند .

 امام حسن عسکری علیه السلام: « . . . لا ن طاعه آخرنا کطاعه اولنا و المنکر لا خرناکالمنکر لا ولنا اما ان لولدی غیبه یرتاب فیها الناس الا من‏عصمه الله عزوجل »

. . . فرمانبری از آخرین ما همچون‏فرمانبری از نخستین ماست و انکار آخرین ما بسان انکار نخستین‏ماست . هان که فرزند من غیبتی خواهد داشت که مردم در آن دچارتردید خواهند شد مگر آن کسی که خدای عز و جل حفظش کند ..


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 ساعت 0:23 موضوع قائم آل محمد(عج) در نگاه امام حسن عسکری (ع) | لینک ثابت


نوروز منتظران وچشم به راه آمدنت

در تقویم انتظار، همه فصل ها از عطر بهارى مهدى علیه السلام متبرك است.

نوروز منتظران روزى است كه از شب ظهور آغاز مى شود.

انتظار، فاصله اى است میان دو جمعه: جمعه ولادت و جمعه ظهور.

بهار، همه طراوتش را مدیون یك گل است: گل زیباى نرگس.

اگر سختى زمستان غیبت نبود، شوق آمدن بهار عدالت معنا نداشت.

خانه تكانى، رسم قدیمى همه منتظران بهار است. بهار مهدى علیه السلام از راه مى رسد، خانه تكانى دل ها را فراموش نكنیم.

بهترین هدیه اى كه مى توان براى گلدان شكسته قلب منتظران خرید، یك شاخه گل نرگس است.

جمعه ها كافى نیست، هر روز سهمى را به امام زمان علیه السلام اختصاص بدهیم.

منتظران واقعى به اشك و آه و دعا اكتفا نمى كنند.

نوروزها مى آیند و مى روند، حیف است اگر فقط با نقل و شكلات و شیرینى و دید و بازدید برگزارش كنیم.

كم لطفى مهمان است بر سر سفره بنشیند و صاحبخانه را نشناسد، حتى اگر او را نبیند.

امام زمان علیه السلام بیشتر از آن به گردن شیعه حق دارند كه فقط نیمه هاى شعبان و جمعه ها به یادشان بیفتیم.

اگر خورشید از چشم ما پنهان مانده است، تقصیر ابرها نیست، چشمان ما باران نخورده است.

حتى اگر امام از چشم ما غایب باشد، باز هم ما از چشم او غایب نیستیم.

اى كاش روزهاى «غفلت» ما از شب هاى «غیبت» او طولانى تر نبود.

مبادا فقط وقتى همه درها به رویمان بسته شد، درب خانه امام زمان علیه السلام را بزنیم.مكه با همه «صفا»یى كه دارد، بى گل روى مهدى علیه السلام بى«صفا» است.هر دستى در آرزوى بوسیدن حجرالاسود است، حجرالاسود در آرزوى بوسیدن دست مهدى علیه السلام است.منتظرتر از امام زمان علیه السلام سراغ داریم؟ 1168 سال در انتظار!دلنشین ترین اشعار در دیوان انتظار، سروده دل سپرده ترین شاعران است، آنها كه دل به حضرت مهدى علیه السلام سپرده اند.نماز هیچ مأمومى بى امام اقامه نمى شود، ما چند ركعت را به امام خویش اقتدا كرده ایم؟دیر و زودش مصلحت است، امّا هیچ عریضه اى بى جواب نمى ماند.


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 0:42 موضوع نوروز منتظران | لینک ثابت


امام زمان(عج) ؛ پیام‌‌آور عدالت و آرامش

پس از شهادت امام حسن عسکری(ع)، امامت حضرت مهدی آغاز شد، امامتی که با امید به ظهور آن حضرت، برقراری عدل و تشکیل حکومت جهانی همراه است.

پس از شهادت جانسوز امام عسکری و انجام مراسم تدفین آن بزرگوار توسط امام مهدی ، ایشان در سن پنج سالگی به جای پدر، مسئولیت امامت را بر عهده گرفته و از همان زمان بود که غیبت صغرای آن حضرت آغاز شد.

در روایتى ‏از کتاب غیبت، از عده‏ اى از اصحاب امام عسکرى نقل شده است : "نزد امام عسکرى گرد آمده بودیم و از وى درباره حجت ‏و پیشواى پس از او پرسش مى ‏کردیم. در مجلس او چهل مرد حضور داشتند. عثمان بن سعید بن عمر عمرى در برابر آن‏ حضرت برخاست ‏و گفت : فرزند رسول خدا ! مى‏ خواهم درباره مطلبى از شما سؤال کنم که‏ خود بدان داناتر از من هستی. امام به او فرمود : بنشین عثمان! عثمان ناراحت‏ و خشمگین برخاست تا خارج شود اما آن‏حضرت فرمود : کسى بیرون ‏نرود. هیچ کدام از ما بیرون نرفتیم. 

پس از ساعتى که امام، عثمان را با صداى رسا ندا داد. عثمان روى پاهایش برخاست. امام فرمود: آیا شما را به خاطر مطلبى که آمده ‏اید، آگهى دهم؟ همه گفتند: آرى اى فرزند رسول خدا! فرمود: شما آمده ‏اید تا درباره حجت پس از من سؤال کنید: همه گفتند: آرى. ناگهان پسرى را دیدیم مثل پاره ماه، شبیه ‏تر از هرکسى به امام عسکرى! فرمود: این پس از من پیشواى شماست و جانشین ‏من بر شما. او را فرمان برید و پس از من به تفرقه دچار نشوید که در دین ‏خویش به هلاکت افتید. بدانید که شما پس از این روز او را نخواهید دید تا عمرش کامل گردد. از عثمان بن سعید آنچه را مى‏ گوید بپذیرید و فرمان‏ او را اطاعت کنید. که او جانشین امام شماست و کار به دست اوست".

خلفاى عباسى بنا بر عادت معمول خویش، هر گاه فرصتى براى کشتن ‏اولیاء الله مى ‏یافتند، فوراً آنها را به زهر از پاى در مى ‏آوردند. معتصم نیز، امام حسن عسکرى (‏ع) را به زهر شهید کرد و سپس درصدد یافتن فرزند آن‏حضرت بر آمد تا او را نیز از میان بردارد و به خیال‏ خویش دنباله امامت را نیست و نابود کند که به امر خدا ناکام مانده و امام زمان تا امروز حاضر است .


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در شنبه هفدهم اسفند 1387 ساعت 15:11 موضوع امام زمان(عج) ؛ پیام‌‌آور عدالت و آرامش | لینک ثابت


پیامك تسلیت به مناسبت يازدهمين حجت خدا

شهادت، عشق است. فرزند غایبش را سر سلامت بگویید و باران اشکتان را در بی‏شکیبی انتظار، بهانه سازید!
نه همین جای تو در سامره تنها باشد / که به دلهای محبان تو جای تو بود
شیعه را خاک غم بر سر می‏باید و بازار دل، تا ابد سیاه‏پوش و آسمان دین را باران باران و اشک و اشک!
وقتی امامی می‏رود، نیمه‏ای از عشق امتش را با خود به خاک می‏برد...
شهادت امام حسن عسکری، بهار جوشش خون شیعه است در غم غیبت
مولای غایب غریبم! سرسلامت باد ما را در غم بابای شهیدت پذیرا باش؛ ای غمگین‏ترین شیعه در عصر غیبت!
دیده گریان نشود روز جزا در محشر / هر که گریان به جهان بهر عزای تو بود، شهادت امام عسكری تسلیت باد

ردپاهای گمشده‏ی ما، مسافران توفانند که پی عطر تو می‏گردند

مگر حرمت را بر آسمان هفتم بنا کرده‏اند که این همه ابر بارانی، بر شانه ما می‏گیرند؟
فرسنگها سنگ را به شوق زیارت حرمت، با بادها می‏دوم و با رودها آواز می‏خوانم؛ شاید در پای تو کبوترانه بمیرم
ولی حق حسن العسکری ای آن که قضا /  مجری امر تو و بنده رای تو بود، شهادتش تسلیت باد


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 ساعت 11:18 موضوع پیامك تسلیت به مناسبت يازدهمين حجت خدا | لینک ثابت


عرض تسلیت

فرا رسیدن سالروز شهادت هشتمین ستاره سپهر سروری و

سیادت، تجسم رأفت و رأفت مجسم، حضرت ثامن الحجج

علی بن موسی الرضا علیه السلام،راتسلیت عرض می کنم


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 21:32 موضوع | لینک ثابت


داغ جگر سوخته

لالـه‌ای بـود که بـا داغ جگر سوخته بود

 آتــشـی در دل سـودا زده افـروخـتـه بــود

 شرم دارم کـه بـگویم تن مسمـوم تـرا

خـصـم بـا تـیـر بـه تـابوت به هم دوخته بود

 راز دل را همه با همسر خود می‌گویند

حَسن از همسر خودکامه خود سوخته بود

 جـگـرش پـاره شـد از نـیشتر زخم زبان

در لـگن خـون دلـی ریـخـت که انـدوخته بود

 ارث مـادر خـود بـُرد غـم و رنـج و مِـحَن

صـبـر و تـسـلـیـم و رضـا از پدر آموخته بود

                                                                                       "حسین اخوان کاشانی-"تائب


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 2:52 موضوع داغ جگر سوخته | لینک ثابت


منم مهدی؛ منم قائم زمانه

انا المهدی. انا قائم الزمان.

منم مهدی. منم قائم زمانه.

انا الذی املاءها عدلا کما ملات جورا .

منم که زمین را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد .

انا بقیة الله فی ارضه .

منم بازمانده (حجت‌های) خدا در زمین .

انا المنتقم من اعدائه .

منم انتقامجو از دشمنان خدا .

انا خاتم الاوصیاء .

منم فرجام اوصیاء پیامبر .

و بی یدفع الله عز و جل البلاء عن اهلی و شیعتی .

و خداوند به سبب من از خاندان و شیعیانم بلا را دور می‌گرداند.

و اما ظهور الفرج فانه الی الله تعالی ذکره.

و اما ظهور فرج؛ پس بسته به اراده خدای متعال است.

و کذب الوقاتون.

و کسانی که وقت و زمانی برای ظهور تعیین کنند دروغگویند.

اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم .

برای شتاب در گشایش کلی و همگانی بسیار دعا کنید که به راستی فرج شما در همین است.


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در پنجشنبه یکم اسفند 1387 ساعت 20:38 موضوع منم مهدی؛ منم قائم زمانه | لینک ثابت


چله غم

چهل روز گذشت. نه اشک‏ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‏ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاک‏های بیابان می‏دانند که سیلی آفتاب یعنی چه؟

تشنگی را باید از ریگ‏های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می‏ارزد؟

هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه‏های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم‏های کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانه‏اند، غریبه‏اند با برادران خویش! حرف‏ها فاسد شده‏اند پشت میله‏های زندان سینه‏ها. دستی بیرون نمی‏آید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربوده‏اند. اراده‏ها را چپاول کرده‏اند. دست‏ها را بریده‏اند. به آدم‏ها یاد داده‏اند خم و راست شوند. کسی نمی‏داند شجاعت چیست و جوان‏مردی را با کدام قلم می‏نویسند؟ چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشم‏هایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشک‏هایمان را چهل روز است که نشسته‏ایم! چهل روز است که از پا ننشسته‏ایم. زنجیر بر دست‏هایمان نهادند و در میدان‏های شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب می‏برند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبت‏مان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سال‏هاست می‏شناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیه‏السلام آموخته‏ایم.

از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از «گرد و خاک کردن» کم نگذاشتند تا حقیقت پاکی‏مان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بی‏نیاز از این گرد و خاک کردن‏هاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبان‏ها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمی‏پاید، سکوت است.

قلب‏ها را نتوانستند باز دارند از اندوه.

مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبه‏های زین العابدین علیه‏السلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیام‏رسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پرده‏ها را لرزاند، ریسمان‏ها را گسیخت و قلب‏ها را گشود؛

چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای «هل من ناصر» تو بی‏جواب نخواهد ماند.روزگار این چنین نخواهد ماند  دولتِ ظالمین نخواهد ماند

قرن‏ها می‏روند و می‏آیند  پرچمت بر زمین نخواهد ماند

من همان زینبم!


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 20:37 موضوع چله غم | لینک ثابت


يك قنوت عشق

تعمقّي در ادعية مربوط به امام عصر(ع)

اَللّهفمَّ كَما جَعَلْتََََ قَلْبي بفذفكْرفهف مَعْمفوراً فَاجْعَلْ سفلاحي بفنفصْرَتفهف مشهوراً:
(فرازي از دعاي نماز سرداب امام عصر(ع)، مفاتيح‌الجنان)
بارالها، همان سان كه دلم را به ياد مولايم آبادان ساختي، پس سلاحم را نيز براي ياريش از نيام برون آر.
٭ نكته‌ها:
1. دل و قلب را عمارت و حياتي است كه بدون آن، ويرانه و مرده است.
2. حيات دل و قلب، با (معرفت، محبت و) ذكر و ياد امام عصر(ع) است. (بفذفكرفهف)
3. اين نعمت و موهبت بزرگي، تحفه‌اي ارزنده و توفيقي ارجمند است كه حضرت حق عطا مي‌كند و بدون لطف او، كسي را ياراي رسيدن بدين مقصد عظيم، نيست. (جَعَلْتَ)
4. عشق و انتظار، حيات طيّبة انساني و زندگي راستين آدمي است، و مكتب امامت و ولايت، مكتب زنده دلان و انسان‌هاي واقعي و بلند مرتبت است. راه زنده كردن دل، ياد و عشق و انتظار مولا صاحب‌الزمان است؛ دل را به او ده تا زنده شوي؛ محبت و ياد او «آب حيات» واقعي است. (معموراً)
5. عرفان و محبت و معنويت، بدون صلابت، مبارزه و شمشير و قيام نيست؛ ظلم‌ستيزي و ظالم كوبي، ثمرة درخت ولايت است (حرف «فاء» در «فَاجْعَل»)
6. انسان منتظر، دستي به دعا و قرآن و عرفان دارد، و دستي به تيغ و سلاح مبارزه؛ هم آه دارد، هم آهن؛ هم بصيرت دارد، هم وسيلت؛ و بصيرتش را بر سلاحش حمل مي‌كند.(كما)
7. اسلحه و شمشير آن‌گاه ارزشمند است كه در راه حق، براي دفاع از دين او و در جهت ياري ولّي خدا باشد. (بنصرته)


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت 11:33 موضوع يك قنوت عشق | لینک ثابت


امام زمان عجل الله فرجه در غزّه

دلم گرفته بود و از خیانت سران عرب می‌سوخت و سوزش این آتش را می‌خواستم با لهیب فریاد آشکار سازم. بلندترین افشاگر این فریاد را قلم یافت. قلم در دستم آرام نداشت او نیز با پا که نه، بلکه با سر و از جوهر درون خود بر کاغذ تاریخ می‌دوید و می‌گریست و چه گریه‌ی تلخ و تاریک و سیاهی، گریه از ظلمت خیانت و سکوت.

اما می‌خواستم بگویم، کجایی آقا؟ ای امام زمان كه درود و سلام خدا بر تو و اجداد تو باد. آیا غزه را نمی‌بینی؟ کودکان در آغوش مادران به سوی پرنیان بهشت پر کشیده! پیران در محراب سجده خونین کرده، مبارزی که با مسلسل خویش قنوت گرفته و پزشکی که برای مجروحان داروی مقاومت و استقامت تجویز و تزریق می‌کند!


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در جمعه بیستم دی 1387 ساعت 11:39 موضوع امام زمان عجل الله فرجه در غزّه | لینک ثابت


یوسف طاهائی

در عشق تو، حالی است که فانی شدنی نیست

                       وصفش نتوان گفت به کس، دم زدنی نیست

این حسن جهانی تو سرحد نشناسد

                              غیر از دل عشاق برایت وطنی نیست

پیوسته عنایات تو بر ماست مسلم

                            هر چند که الطاف تو، گاهی علنی نیست


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 ساعت 9:5 موضوع یوسف طاهائی | لینک ثابت


اي سبز پوش كعبة دل‌ها ظهور كن

اي سبز پوش كعبة دل‌ها ظهور كن

از شيب تند قلة غيبت عبور كن

درد فراق روي تو ما را ز غصه كُشت

چشم انتظار عاشق خود را صبور كن

شايد گناه خوب نديدن از آن ماست

فكري براي روشني چشم كور كن

يك شب بيا براي رضاي خدا خودت

غم نامه‌هاي سينة ما را مرور كن

يك شب بيا به خلوت دل‌هاي بي‌قرار

جان را ز شوق آمدنت پر سرور كن

اي گل ز يمن مقدم خود باغ سينه را

لبريز از طراوت و عطر حضور كن

آقا! به جان مادر پهلو شكسته‌ات

دل را ز تنگناي غم و غصه دور كن

اي آفتاب مشرقي‌ام، شام واپسين

تاريكي وجود مرا غرق نور كن

خلوت‌نشين باور تنهايي‌ام تويي

اي سبزپوش كعبة دل‌ها ظهور كن…


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 0:20 موضوع اي سبز پوش كعبة دل‌ها ظهور كن | لینک ثابت


دیدار با امام زمان (عج) در عرفات

ای حریم كعبه محرم بر طواف كوی تو  

                                        من به گرد كعبه می‎گردم به یاد روی تو

گرچه بر مُحرم بود بوئیدن گلها حرام  

                                           زنده‎ام من ای گل زهرا ز فیض بوی تو

*******

از جهان دل به تو بستم به خدا مهدی جان    

                          طالب وصل تو هستم به خدا مهدی جان

هر كجا یاد تو و ذكر تو و نام تو بود 

                                         بی‎تامل بنشستـم به خـدا مهدی جــان


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت 8:58 موضوع دیدار با امام زمان (عج) در عرفات | لینک ثابت


آه! شكسته‏تر مخواه آینه شكسته را

دست تو باز مى‏كند، پنجره‏هاى بسته را

هم تو سلام مى‏كنى، رهگذران خسته را

دوباره پاك كردم و به روى رف گذاشتم

آینه قدیمى غبار غم نشسته را

پنجره بى قرار تو، كوچه در انتظار تو

تا كه كند نثار تو، لاله دسته دسته را

شب به سحر رسانده‏ام، دیده به ره نشانده‏ام

گوش به زنگ مانده‏ام، جمعه عهد بسته را

این دل صاف،كم كمك شده‏ست،سطحى ازتَرك

آه! شكسته‏تر مخواه آینه شكسته را

منبع:جمعه موعود


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 12:57 موضوع آه! شكسته‏تر مخواه آینه شكسته را | لینک ثابت


عاشقان را کو پناهی غیر توس؟

ای دل من! آتشین آهی بر آر

تا بسوزی دامن ایـن روزگار

روزگـار مـردمی‌ها سوخته

چهره‌ی نامــردمی افروخـته

کینه‌ها در سینه‌ها انباشته

پرچــــم رنگ و ریـا افراشته

دشت سبز اما ز خار و کاکتوس

وز تبر شد هیمـه عود و آبنوس

آب دریا تن به موج کف سپرد

مـوج دریا اوج را از یــاد بـرد

جان ‌به ‌لب شد از ریاکاری شرف

خوب بودن مرد و بودن شد هدف

آب هم آییــنه را گم کرده اسـت

سنگ در دل‌ها تراکم کرده است

تیرگی انبوه شـد پشت سحـر

صبح در آفاق شب شد در به ‌در

نغمه‌های عشق هم خاموش شد

این قلندر بـاز شو لاپوش شد

ارغوان روی او کم‌رنگ شد

پرنیانش هم‌نشین سنـگ شـد

خاک را از خار و خس انباشتند

یاس را در کرت شبدر کاشتنـد

نامرادی را دوا در کـار نیست

مـهر دارو در دل بازار نیـست

گـر دلی مجروح گردد از جفا

نیست گلخندی که تا یابد شفـا

نسخه‌ای نو در فـریب آورده‌اند

بوسه، دارویی که پنهان کرده‌اند

در دل این روزگار پرفـسوس

عاشقان را کو پناهی غیر توس

ای شفابخش دل بـیمار ما!

چاره‌ای کن از نگه در کار ما

خیل صیادان که در هر پشته‌اند

آهوان دشـت‌ها را کـشته‌اند

تا نـهد دل در رهت پا در رکـاب

اشک پیش افتاد و دل را زد به آب

 "سیدعلی موسوی گرمارودی"


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 21:5 موضوع عاشقان را کو پناهی غیر توس؟ | لینک ثابت


آقاجون تراخدا از من راضی هستي؟

چگونه می توان فهمید که آقا امام زمان (عج) از ما راضی است؟

مؤمنان و شیعیان امام زمان (عج)، خود و اعمال خویش را در محضر آن حضرت می بینند و از ترس این که مبادا خاطر شریف آن عزیز را مکدر نمایند و یا محروم از عنایات ویژه ی حضرتش گردند، برای قرب بیشتر و جلب توجه خاص آن حضرت در راه تعالی و تکامل باید بیشتر تلاش کنند و مواظب باشند که نکند خدای ناکرده با اعمال و کردار ناپسند خویش خاطر آن حضرت را از خویش مکدر نمایند.

امام زمان (عج)، امام رئوف و مهربان و دلسوز همه انسان ها، بلکه همه موجودات است؛ زیرا امامان علیهم السلام برنامه و اهدافشان همان برنامه و اهداف پیامبر گرامی اسلام است. قرآن مجید درباره پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:

«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ ، یعنی آنچه شما را آزار می دهد بر او سخت و گران است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.» (توبه/128)

با توجه به مهربانی امام زمان (عج)، او انتظار سخت و مشکلی از ما ندارد. تنها چیزی که موجبات رضایت قلب مهربان آن حضرت از ما را فراهم می سازد، انجام واجبات الهی و ترک محرمات است. بنابراین اگر کسی به دستورات خداوند عمل نماید و وظایفی را که خداوند بر او مقرر کرده است، به درستی انجام دهد، یقیناً امام زمان (عج) از او راضی خواهد بود.

در این باره از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است:

شخصی از ایشان سؤال کرد، مردانگی در چیست؟

امام علیه السلام فرمود: « نبیند خداوند ترا در معصیتی که از آن نهی کرده و ببیند تو را در طاعتی که به آن امر کرده است.» (فقه الرضا،ص358)

بدیهی است که امام زمان (عج) از انسانهای که دارای صفت مردانگی هستند راضی است.

اما کسانی که وظایف و واجبات خود، مانند نماز، روزه، حجاب، خمس، زکات و ... را انجام نمی دهند و از محرمات و کارهای حرام پرهیزی ندارند، یقیناً امام زمان (عج) از آنان راضی نخواهد بود، هرچند در اعمال مستحبی مانند: رفتن به زیارت و ... شرکت فعال داشته باشند.

بنابر این، آنچه را که به طور خلاصه در این مقال می توان گفت این است که:

رضایت امام زمان (عج) در رضایت خداست و رضایت خدا در عمل به دستورات الهی که همان انجام واجبات و ترک محرمات باشد، است؛ زیرا که امام زمان (عج) خود مکلف به احکام و دستورات شرع مقدس اسلام و حافظ ارزش های دینی است.


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در جمعه دهم آبان 1387 ساعت 2:38 موضوع آقاجون ترخدا از من راضی هست؟ | لینک ثابت


آقاجون همچنان در انتظاریم ...

 

شد بهار و دل من اسیر شهر طوفانی انتظار است

حرف قلب من این بوده و هست آن زمان كه بیایی بهاراست

قوی دل لحظه ها را شمرده تا تو از شهرغربت بیایی

نبض آلاله ها را گرفتم تا كه شاید بدانم كجایی

شهرلب، باغ دل، مرزاحساس حسرت لحظه ای با تو بودن

با نگاهت سخن گفتن و بعد شعری از جنس دریا سرودن

عكس رویاییت را نهادم روی یك قاب عكس طلایی

با كمی لاله رویش نوشتم لعنت عشق بر تو جدایی


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت 20:22 موضوع همچنان در انتظاریم ... | لینک ثابت